تبلیغات
* فــارســی نـــه ، پــــارســــی * - خاطره
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

* فــارســی نـــه ، پــــارســــی *
 
خلیج فارس نه ، خلیج پارس
free counters
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/12/18 توسط * ALI *

کسی از آنسوی ظلمت مرا صدا می کرد

که بادبادک خورشید را هوا می کرد

به شکل کودکی من کسی که با یک برگ

به قدر صد چمن غرق گل صفا می کرد

کسی سبک تر از اندیشه ای که چون می رفت

به جای گام زدن در هوا شنا می کرد

کسی که دفتر عمر مرا به هم می ریخت

و برگ های پلاسیده را جدا می کرد

طلوع های مرا و غروب های مرا

در ابینسوی آنسوی تقویم جابه جا می کرد

دلم به وسوسه اش رفته بود و تجربه ام

در آستانه ی تردید پابه پا می کرد

مگر نه کودکی ام راهکوب پیری بود

که از ابتدای سفر مشق انتها می کرد

کسی نگفت نسیم از تبار توفانست

وگرنه غنچه کجا مشت بسته وا می کرد

بهار نیز که با خون گل وضو می ساخت

هم از نخست به پاییز اقتدا می کرد





طبقه بندی: شعر، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


ALI SHARIFIAN --- علی شریفیان
قالب وبلاگقالب وبلاگ