تبلیغات
* فــارســی نـــه ، پــــارســــی * - داستان - محبت مادر
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

* فــارســی نـــه ، پــــارســــی *
 
خلیج فارس نه ، خلیج پارس
free counters
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1391/11/6 توسط * ALI *

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن، پسر را از خواب بیدار کرد.


پشت خط مادرش بود، پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟


مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع، شب تو مرا از خواب بیدار کردی فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.


پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.


صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت…


ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...





طبقه بندی: داستان کوتاه، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


ALI SHARIFIAN --- علی شریفیان
قالب وبلاگقالب وبلاگ