قالب وبلاگ قالب وبلاگ

* فــارســی نـــه ، پــــارســــی *
 
خلیج فارس نه ، خلیج پارس
free counters
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/12/29 توسط * ALI *

 نشانه مردی که مورد پسند خانمها قرار نمی گیرد

مرد بودن ساده نیست. اینکه بخواهید مرد غالب باشید سخت‌تر هم می‌شود.

آنها باحالند. اعتمادبه‌نفسی عالی دارند. طوری وارد اتاق می‌شوند که همه نگاه‌ها را به سمت خود می‌کشانند. وقتی حرف می‌زنند، بقیه فقط گوش می‌کنند. مردهای دیگر دوست دارند با آنها نشست و برخاست کنند. خانمها دوست دارند آنها را مال خود کنند. آنها مردهای غالب هستند.

مردان غالب چند خصوصیت خاص دارند. آنها رهبرانی مادرزادی هستند. رهبری می‌کنند، تامین می‌کنند و محافظت می‌کنند (از همسرشان، دوستانشان، هم‌تیمی‌هایشان و امثال آن).

دنیای همیشه در تغییر، فرصت‌های زیادی را در اختیار مرد غالب قرار می‌دهد. وقتی مردان دیگر تغییر را به چشم بحران می‌‌بینند، مرد غالب در عنصر طبیعی خود به سر می‌برد. او مداوم علت و معلول‌ها را می‌بیند و هر فرصت را به مزیتی برای خود تبدیل می‌کند. او عاشق برنده شدن است و خیلی خوب هم از پس آن برمی‌آید.

او نگران تصویر خود نیست—فقط می‌خواهد در بازی برنده شود، این بازی هر چه که باشد، و بقیه باید از او پیروی کنند. دیگران از سبک او، حرف زدنش و ظاهرش تقلید می‌کنند. مرد غالب هیچوقت از کسی تقلید نمی‌کند.

مرد غالب هیچ واهمه‌ای از جنگ ندارد. او بهترین رهبر روی زمین است.

اما کارهایی هم هست که مرد غالب هیچوقت انجام نمی‌دهد. در زیر به 10 خصوصیتی که نشان می‌دهد مرد غالب نیستید اشاره می‌کنیم:

1. اجازه می‌دهید نامزدتان پول شام را حساب کند.

مرد غالب همیشه تامین کننده دیگران است. اگر خانمی که همراه اوست بخواهد چنین کاری کند، او به آرامی صورتحساب را می‌گیرد و می‌گوید، "این مربوط به من است." و این اتمام بحث است.

2. هیچوقت عذرخواهی نمی‌کنید، حتی وقتی اشتباه کرده‌اید.

مرد غالب خیلی راحت اشتباه خود را می‌پذیرد و می‌گوید، "من اشتباه کردم. معذرت می‌خواهم." و درصورت امکان اشتباه خود را جبران می‌کند.

3. به دنبال تایید دیگران هستید.

مرد غالب هیچوقت منتظر تایید کسی نیست. اصل خودِ اوست.

4. غیبت می‌کنید.

درمورد رئیستان، همکارتان، دوستتان، نامزدتان. از بیان کردن نقص‌های دیگران و حتی مسخره کردن آنها باکی ندارید. مرد غالب هیچوقت به اطرافیان خود خیانت نمی‌کند. لازم نیست که با کوچک کردن دیگران خود را بزرگ کند.

5. ترس شما بحران است.

عنصر طبیعی مرد غالب تغییر است. تغییر سریع چالشی جالب برای اوست. او می‌توانید خیلی سریع وضعیت را بررسی کند، تا جاییکه زمان به او اجازه می‌دهد تلاش خود را به کار گیرد و اگر وقت نداشته باشد، برحسب تجربیات قبلی اقدامات لازم را قاطعانه انجام می‌دهد.

6. قبل از اینکه فکر کنید عمل می‌کنید.

مرد غالب با سرعتی فوق‌العاده عمل می‌کند اما همیشه قبل از اینکه وارد عمل شود، خوب فکر می‌کند.

7. تقصیر را به گردن دیگران می اندازید.

مرد غالب مسئولیت اعمال و رفتارهای خود را می‌پذیرد.

8. دروغ می‌گویید.

به رئیستان، دوستتان، نامزدتان. مرد غالب دروغگو نیست. او مردی راسخ است و حرف‌هایش را رک و راست می‌زند. لازم نیست برای اشتباهی که کرده است دروغ بگوید. او همیشه کاری را انجام می‌دهد که درست است.

9. برای جلو افتادن به دیگران خیانت می‌کنید.

مرد غالب هیچوقت به اطرافیان خود خیانت نمی‌کند.

10. به دیگران قلدری می‌کنید.

مرد غالب فقط در مواقع لزوم وارد جنگ می‌شود و اگر مسئله جدی باشد برای اینکه با یک نفر قوی‌تر، بزرگ‌تر و با موقعیتی بهتر از خودش وارد جنگ شود تردید به دل راه نمی‌دهد. و به خاطر اراده‌اش، احتمال اینکه برنده باشد بسیار زیاد است.


 





طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/12/27 توسط * ALI *

چطور یک فرد خاص را مجذوب خود کنید؟

یکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که "آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟" خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.

عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و ناامیدی – باید ناامیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری 100 درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل 100 درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. "معشوقتان عاشق شماست" و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، "..... منو دوست داره". ببیند در 7-5 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل 10 دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟

یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، "من تسلیم نور معنویم هستم." "فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم."

دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

1. ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
2. شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
3. یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. 60،000 فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در 80 درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.





طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/12/25 توسط * ALI *

>>1- مضاف و موصوف همیشه «ی» میگیرد
>>مثال: درِ باغ ===» دری باغ

گل قشنگ ===» گلی قشنگ

آدم خوب ===» آدمی خُب


>>2- «د» ما قبل ساكن قلب به «ت» میشود
>>مثال: پراید ===» پرایت

آرد ===» آرت

 

>>3- واو ساكن آخر كلمه به «ب» قلب می‌شود
>>مثال: گاو ===» گاب


>>4- اصولاً در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار میرود و هر كجا كه كسره كلمه را زیبا میكند فتحه بكار میرود
>>مثال برای فتحه: اَز===» اِز

قفَس ===» قفِس

اَزَش ===» اِزِش

بِِزَن ===» بِِزِن
>>مثال برای كسره: اِمروز===» اَمروز

جمعِه===» جمعَه

سِفید===» سَفید

حِیفِ===» حَیفس

فِشار===» فَشار


>>5- صدای « اُ » هیچ جایگاهی نداشته و به «او» تبدیل میشود.
>>مثال: شما===» شوما

كجا===» كوجا

چادر===» چادور


>>6- حرف «و» در قالب حرف ربطی به به «آ» تبدیل میشود
>>مثال: من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن


>>7- اصولا خود « آ » به عنوان یك حرف ربط به كار میرود
>>مثال: من هسم، آ بابامم هسن
>>در ضمن حرف « آ » به معنای «به علاوه» هم به كار میرود
>>مثال: 5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3


>>8- حرف « ه » در لهجه اصفهانی به نوعی نابود شده
>>مثال: بچه ها ===» بِچا

گربه ها ===» گربا

میجهد===» می جِد
>>ه در آخر افعال به «د» ساكن بدل میشود.
>>بره===» برد

بشه===» بشد
>>«ه» به ی تبدیل میشود.
>>بهتر===» بیتِرِس

سر راهی===» سری رایِس

گربه===» گربیِه
>>«ه» به «ش» تبدیل میشود.
>>بهش میگم ===» بشش میگم
>>«ه» به «و» بدل میشود.
>>ما هم می آییم ===» ما وَم میَیم
>>نكته: به غیر اول شخص مفرد حروف «خوا» به «خ» تبدیل میشود
>>میخوای ===» می خَی


>>9- در برخی افعال حرف «ی» به «اوی» تبدیل میشود
>>میشنوی===» میشنُوی میگی ===» میگوی


>>10- اگر حرف اول كلمه «ب» یا «ن» باشد و حرف سوم «ی» یك «ی» بعد از «ب» یا «ن» اضافه میشود
>>بگیر===» بیگیر

بشین ===» بیشین

بریز ===» بیریز

ببین ===» بیبین






طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1390/12/23 توسط * ALI *
شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد

جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره
دیدم که میگمااااااا

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد
گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف
یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یادش بخیر ما بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره مالت ، 12 ایر بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، با ال سی دی... خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...

فردا یه عالمه کار داری،

قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن





طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1390/12/21 توسط * ALI *

توحید محض :

یارب ببین چه گویم ، منگر ملول سویم

باناز برمگردان ، یابا ادا سر از من

من در میانه هایم نه کفرم و نه ایمان

خیر الامور اوسط ، بشناس و بگذر از من

بس داشتی و داری و زین پیش و بعد از این هم

بسیار بهتر از خود بسیار بدتر از من

گه می پرستمت گرم ، با صد خضوع و خواری

دشنام هم شنیدی ، گه سرد و منکر از من

خود خواستی و دیدی ، زین سانم آفریدی

پس غیر از این چه خواهی ، ای آفرینگر از من

دادی تو اختیارم در چنبر دو صد جبر

مختار باش و بنگر ، یک جبر و چنبر از من

تا بر شود فغانت ، بر اوج آسمانت

گویی که ای زمینی ، بگذر تو دیگر از من

یک لقمه نان به خواری دادی تمام عمرم

صد سال روزه خواهی شاید برابر از من

یک خانه ی خرابم دادی به کوچه ای تنگ

گر نادمی بگیر این صد کاخ مرمر از من

توحید محض بشنو ای صد هزار جلوه

کی از یکی دو چهره دیدی فزونتر از من

من در میانه هایم خیر الامور اوسط

نه کفرم و نه ایمان ، مشناس و مگذر از من





طبقه بندی: شعر، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

ALI SHARIFIAN --- علی شریفیان
قالب وبلاگقالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات