قالب وبلاگ قالب وبلاگ

* فــارســی نـــه ، پــــارســــی *
 
خلیج فارس نه ، خلیج پارس
free counters
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/04/30 توسط * ALI *

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا میکنند

اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

سخنان عارفانه کوروش کبیر - سخنان کوروش - سخنان بزرگان - جملات قصار و عارفان

آنچه جذاب است سهولت نیست ، دشواری هم نیست ، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید ، افراد درباره ی رفتار و عملکرد خود فکر میکنند ، نه رفتار و عملکرد شما

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام میدادید ، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

کار بزرگ وجود ندارد ، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

کارتان را آغاز کنید ، توانایی انجامش به دنبال می آید

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند


همواره به یاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده ،شاید بازگشاینده قفل در باشد

تنها راهی که به شکست می انجامد ، تلاش نکردن است

دشوار ترین قدم همان قدم اول است

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد


وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت ، من خوشی های بسیار خواهم آورد ، من ملتم را سربلند زمین خواهم کرد ، زیرا شادمانی او شادمانی من است

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد





طبقه بندی: کــوروش کــبــیــر، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/04/27 توسط * ALI *

 

 

لطفا برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

 

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: کــوروش کــبــیــر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/04/23 توسط * ALI *

كورش كبیر پسر كمبوجیه، نوه ی كورش اول و نبیره ی چیش پیش از دودمان هخامنش جد بزرگ، پادشاه پارسیان و شاهزاده ای پارسی بود كه با اتحاد دو قوم پارس و ماد و اصلاح میانه آنها كشور ایران و امپراطوری هخامنشی را بنیان نهاد و بدین گونه موفق به تاسیس بزرگترین دولت جهانی و مردمی گردید. بنابراین او نخستین كسی است كه توانست به تاسیس یك شاهنشاهی در جهان دست یابد و لقب كبیر را از تاریخ دریافت كند.
"
كاسان دادن" دختر "فرناسپ" از خاندان هخامنشی یگانه همسر كورش بود كه در زمان پادشاهی كورش در گذشت و گویند كورش پس از آن هرگز همسری اختیار نكرده است. هئوتسیا،آتوسا، كمبوجیه و بردیا حاصل ازدواج كورش و كاسان دان می باشند و از این میان هئوتسیا همان است كه همسر داریوش كبیر شد و كمبوجیه فاتح مصر.
طبق روایت گزنفون در "كورش نامه" (كورش یگانه پادشاهی است كه مردمان همه ی كشورها پادشاهی و اقتدار او را پذیرفته بودند.)
همچنین آنچه را كه فیثاغورث در سیاحت نامه در توصیف كورش روایت كرده بیانگر فضائل ، كمالات و مردم داری كورش است. او چنین می نگارد: ( ... در مراسمی كورش با تنی چند از روستائیان برخوان نشست و چنین گفت: من همتای شمایم. ما توشه و زاد خود وابسته به شما وام داریم . پایداری دولت از دسترنج شماست اما شما بی جنب و جوش ما خویشتن داری نتوانید كرد و بر جای استوار نتوانید بود. همواره مانند برادر یگانه و مهربان زندگی كنیم.)
این شاه توانمند پارسی كه به واسطه ی سخاوت و خوش قلبی سرشارش همه او را پیشوای خود می دانستند پس از مرگ نیز نام نیكش بر زبانها جاری شد به گونه ای كه ما ایرانیان او را " پدر" می نامیم و حتی یونانیان كه خاطره ی خوشی از دولت هخامنشی ندارند از او به عنوان" سرور و قانونگذار" یاد می كنند و نوشته های هرودوت و گزنفون حكایت از محبوبیت كورش در نظر یونانیان دارد.
به گفته ی هرودوت: ( كورش پادشاهی بزرگوار و بخشنده بود و همچون پادشاهان دیگر به جمع مال و منال حریص نبود و در فنون جنگی بسیار ماهر بود.)
از دلایل محبوبیت كورش در نظر ملل مختلف این است كه او به هنگام فتح سرزمین های مختلف نه تنها به عقاید و مذاهب و آداب و سنن آنان خدشه ای وارد نكرد بلكه با به رسمیت شناختن مذاهب و خدایان آنها، موجبات آزادی و آرامی مردم را فراهم ساخت. او عقیده داشت كه هر كس خودش می تواند خدای خود و دین خود را انتخاب كند همانگونه كه زرتشت فرموده.
كورش در تمام فتوحاتش فقط پادشاهان زورمند را كنار می گذاشت و آنگاه بدون كوچكترین تغییری در ساختار حكومت وروند کار موسسات وابسته، خود حكومت را در دست می گرفت و به آن گونه كه خوشایند طبع ساكنان آنها بود رفتار می كرد و چون موجبات رفاه و رضایت مردم را فراهم می ساخت از سوی آنان حمایت می شد و مخالفی نداشت مگر عده ای آشوبگر و جاه طلب كه آن هم دور از دسترس كورش بر علیه او قیام می كردند و البته طولی نمی كشید كه سركوب می شدند.
نوشته های اكثر مورخان حكایت از هوشیاری، زیركی و اندیشمندی كورش دارد. گزنفن از هوشیاری ، مهربانی و نبوغ شاهی كورش سخن می راند و او را به لحاظ داشتن ملكات و فضائل با حكما برابر می داند.

استاد گرانقدر باستانی پاریزی نیز در وصف قدرت واقتدار
پادشاه آریاها حق مطلب را به خوبی ادا می كند و چنین سخن می راند:
(
كورش توانست با ایجاد مركزیت وقدرت در سرزمین ایران و تحكیم موقعیت نژاد آریایی و منكوب ساختن دشمنان چنان پایه ای برای حكومت بریزد كه نه تنها خود و اعقابش- یعنی خاندان هخامنشی- بیش از دویست سال حكومت مقتدر داشته باشند، بلكه اگر امروز هم پس از 2500 سال هنوز سرزمین آریاها در دنیای پر تلاطم سیاست و قوانین آكل و ماكول، در برابر نظریات شمال و تكانهای شرق و تلاطم های جنوب و انقلابات غرب و به طوركلی هند و ترك و كرد و عرب و امثال آن خود را محفوظ داشته است و اگر امروز به حق خاطره 2500 سال قائمیت خود را جشن می گیریم و به یاد بود آن مراسمی بر پای می داریم ازیمن اراده ی اوست.)
همچنین در متنی دیگر كه به دستور كورش در بابل نگاشته شده كورش اظهار می دارد:
(
مردوك، همه ی سرزمین ها را بازدید كرد، تا كسی را كه می بایست پادشاهی عادل شود پادشاهی كه تابع قلب خویش باشد را دریافت، دست او را گرفت و وی را به نام
"
كورش انشانی" خواند و پادشاهی همه ی جهان را به نام او كرد. همه ی مردمان شمال را به اطاعت از او واداشت ، همه ی مردمان سیله مو را واداشت تا عدل وداد او را احساس كنند و سپس مردوك به كورش راه بابل را نشان داد تا او به بابل برود، پس سپاه كورش با همراهی مردوك بدون هیچ گونه نزاعی وارد بابل شد...)
خلاصه اینكه این پادشاه نابغه ی پارسی، این فاتح نیرومند و اندیشمند بارواج و انتشار اندیشه های اخلاقی – فرهنگی و آزادی خواهانه توانست به گونه ای در میان مردم و در دل آنها نفوذ كند كه هیچ كس قدرت سرپیچی از حكم او و نقض قوانین او را در خود نمی یافت.
او تنها پادشاهی است كه عمر خود را وقف یك پارچه كردن تمدن بین ملل مختلف كرد و همه كوشش و تلاش خود را برای به دست آوردن عزت،اقتدار و امنیت و سربلندی پارسیان به كار بست. او با ادغام تمدن ها و هضم آنها در تمدن پارسی به تمام ملت ها همزیستی، تفاهم و برابری را آموزش داد به گونه ای كه امروزه پس از دو هزار و پانصد سال هنوز بشر نتوانسته بدان دست یابد. پس كاملاً به جاست كه او را بینانگذار حقوق بشر می شناسند و البته ما هم





طبقه بندی: کــوروش کــبــیــر، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1390/04/19 توسط * ALI *

وصف كورش

 

 

من كوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و اكد ، شاه چهار گوشه جهان . پسر شاه بزرگ كمبوجیه ، شاه شهر انشان ، نوه شاه بزرگ كوروش ، شاه شهر انشان ، نبیره شاه بزرگ چیش پیش ، شاه انشان . از دودمانی كه همیشه از شاهی برخوردار بوده است كه فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند . آنگاه كه من با صلح به بابل درآمدم با خرسندی و شادمانی به كاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی آنجا قدم گذاشتم. آنگاه مردوك سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او كوشیدم . سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند . من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اكد تهدید كننده ای پیدا شود . من در بابل و همه شهرهایش برای سعادت ساكنان بابل كه خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود كوشیدم . مانند یك یوغ كه بر آنها روا نبود . من ویرانه هایشان را ترمیم كردم و دشواری های آنان را آسان كردم . مردوك خدای بزرگ از كردار پارسایانه ی من خوشنود گشت . بر من ، كوروش شاه كه او را ستایش كردم و بر كمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من . او عنایت و بركتش را ارزانی داشت ، ما با شادمانی ستایش كردیم ، مقام والای او را .

کورش یكی بود و بس!

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند





طبقه بندی: کــوروش کــبــیــر، 

در سال ۵۳۰ پیش از میلاد کوروش کبیر دست به یک لشکرکشی علیه ماساژتهای اسیای مرکزی میزند. درباره علل و مراحل عملیات نظامی٬ گواهیهای اطمینان بخشی در اختیار نداریم زیرا حال و احوال مرگ کوروش کبیر به سرعت در هاله ای از افسانه قرار گرفته است به دلیل انکه جنگ میان جهانگشای بزرگ و ملکه ماساژتها٬ تومیریس تاثیر خارق العاده ای بر دنیای تصورات زمان داشته است. اما حداقل ان است که این لشکرکشی تازه نشانه ای است از انکه قدرت پارسی برای حفظ استیلای خود با چه دشواریهایی رو در رو بوده است.

  کوروش کبیر٬ پیش از عزیمت٬ تدابیری برای جانشینی خود اندیشده بود. او پسر ارشد خود کبوجیه را که قصد داشت پادشاهی خود را به او بدهد به پارس فرستاد. این تذکر هرودت یک بند از کتزیاس تایید میکند. کزنفون در مفهومی داستان شده به روایت خود شرایط و احوال مرگ کوروش در پارس شرح میدهد.واپسین سخنانی که پادشاه محتضر در حضور دو پسر خویش کبوجیه ارشد و کهتر بیان داشته است٬ نقل میکند. این تنااخسارس یا تنییوخسارکس همان است که در کتیبه بیستون و در چندین سند بابلی٬ اسم بردیا یافته است و هرودت او را اسمردیس نامیده است. مطابق این نقل قول انگاه کوروش به تقسیم وظایف و تکالیف میان فرزندان خود پرداخته است. کبوجیه به منزله وارث معرفی میشود و به بردیا حکومت بسیار وسیعی در اسیای مرکزی داده میشود و از این امتیاز بهرهمند میشود که هیچگونه خراجی به حکومت مرکزی ندهد که میتوان ان را نوعی تیول داری دانست که هدف از ان ارام کردن خشم و دلتنگی احتمالی کسی باشد که وصول به عالیترین منصب مملکتی از او درغ شده باشد. بعد از مرگ کوروش کبیر٬ کبوجیه بدون هیچگونه دشواری ظاهری برتخت مینشیند و جنازه پدر را به پاسارگاد می اورد و در مقبره ای که در زمان حیاتش٬ بنا شده بود دفن میکند.

  و اما شرح ماجرای کشته شدن کوروش کبیر:

   شاه ماساژتها که مملکت او میان دریای خزر٬ دریاچه ارال و میان رودهای سیحون و جیحون قرار داشت تازه مرده بود. مردمی که این شاه بر انها حکومت میکرد از لحاظ خشونت و تند خویی و خلقیات ناهنجار معروف بودند. هرودت مینویسد: میگویند که این مردم مانند حیوانات در ملاء عام جفتگیری میکنند. و با این حال سپس می افزاید که : انها ملتی شجاع و بزرگ بودند.

  بنا به رسم مردم چادرنشین قفقاز٬ همسر شاه ملکه تومیریس جانشین او شد. کوروش کبیر که تصور میکرد موقعیت مصاعد است به ملکه جدید پیشنهاد اتحاد و حتی از او خواستگاری کرد. تومیریس که شامه اش خطری را بوییده و از ان بیم داشت که مبادا کشورش سرانجام در دست شاهی که تمام منطقه را تسخیر کرده بود تحلیل رود٬ پیشنهاد کوروش کبیر را رد کرد...  بنابراین کوروش تصمیم گرفت به سوی سرزمین ماساژتها لشکرکشی کند. از پارتها و هیرکانیها که عمویش هیشتاسب بر ان فرمان میراند  و سازماندهی اتش او را تسهیل کرد٬ عبور نمود. کوروش کبیر وقتی هنوز در شهر بارن بود٬ کرزوس پیر٬ شاه سابق لیدی را همراه خود برداشت تا شاید از توصیه های مفید او استفاده کند.

   فوج مهندسان در انتداد رودخانه جیحون در کار خود شتاب میکردند. سپاه ایران اماده میشد تا از رود بگذرد و سرزمین ماساژتها را تسخیر کند. پل های قایقی زیادی برروی رودخانه انداخته شد. تومیرس که خطر پارسها را غریب الوقوع میدانست پیامی برای کوروش کبیر فرستاد که هرودت ان را چنین مینویسد: ای پادشاه مادی ها٬ تو را اندرز میگویم که از این کار دست برداری٬ چون به هیچ روی جای اعتماد و یقین نیست که اقدام تو سرانجام مطلوبی داشته باشد. پس از من بشنو٬ اگر عزم خود را در زورازمایی با ماساژتها جزم کرده ای از اقدام طاقت فرسای پل سازی چشم بپوش. لشکر من تا مسافت سه روز از حد رودخانه عقب نشینی خواهند کرد سپس تو پیشروی خود را اغاز کن یا اگر ترجیح میدهی خودت نیز همین اندازه عقب نشینی کنی ما حاضریم در ان سوی رودخانه با تو رودرو شویم.

  نخستین واکنش شاه ایران که مورد تایید سردارانش نیز قرار گرفت این بود که پیشنهاد ملکه ماساژتها را قبول کند و سپاه حریف را به خارج از سرزمینش بکشاند.هنگامی که پارسها درصدد ان بودند که پاسخی به ملکه ماساژتها بدهند٬ کرزوس عقیده ای مخالف اظهار داشت و به کوروش کبیر گفت: به عقیده من اگر بگذارید دشمن به این طرف رودخانه بیاید این خطر پیش می اید که در صورت شکست نه فقط میدان جنگ عرصه بر تو تنگ میشود بلکه کار امپراطوری نیز لنگ خواهد شد. چون اگر انها پیروز شوند از پیشروی بیش تر باز نخواهند ایستاد و قلمرو تو هم مورد تاخت و تاز قرار خواهد گرفت  و هرگاه برعکس پیکار به کام تو برگزار شود این پیروزی نتایج اندکی خواهد داشت. بهتر ان است که تو پا در سرزمین دشمن بگذاری و ایشان را در انجا سرکوب و تعاقب کنی.

   کوروش که به ندرت عقیده خود را تغییر میداد با استدلال شاه سابق لیدی متقاعد شد. پس به تومیرس پیغام داد که عقب نشینی کند تا بتواند نبرد را در خاک او اغاز کند و ارتش ایران بدون نبرد از جیحون گذشت.

  سرانجام جنگ سر گرفته شد و پس از چندین نبرد کوروش کبیر در یکی از نبردها کشته شد. بی شک کوروش کبیر جزء دلیرترین پادشاهان دنیا قرار دارد پادشاهی که همیشه در نبردها شرکت میجست و خود پابه پای سربازان خویش میجنگید. جسد کوروش کبیر را با کمال تشرفات و احترام برای به خاک سپاری به پاسارگاد حمل کردند. در پایان قسمتی از نوشته مقبره کوروش را برای شما مینویسم:

  

((من کوروش هستم٬ شاه هخامنشی

ای مردیکه هرکه هستی وازهرکجامی ایی

 زیرا میدانم که خواهی امد

من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید

بامن مشاجره مکن

یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است

یک مشت خاک است

که پیکر مرا پوشانده است.))





طبقه بندی: کــوروش کــبــیــر، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

ALI SHARIFIAN --- علی شریفیان
قالب وبلاگقالب وبلاگ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو