قالب وبلاگ قالب وبلاگ

* فــارســی نـــه ، پــــارســــی *
 
خلیج فارس نه ، خلیج پارس
free counters
ملت های خوشبخت تاریخ ندارند

 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1391/03/29 توسط * ALI *
مرد یعنی کار و کار و کار و کار                 صبح و شب در شیفت های بیشمار

مثل یک چیزی میان منگنه                     روز و شب از هر طرف تحت فشار

مرد موجی است هی در حال دو              جان بر آرد تا برآرد انتظار

او خودش همواره در تولید پول                 لیک فرزند و عیالش پول خوار

با چه عشقی دائما در چرخشند             گرد شهد جیب او زنبور وار

چون که آخر شب به منزل می رسد        خسته اما با لبانی خنده بار

جای چای و یک خدا قوت به او               می شود صد لیست در پیشش قطار

از کتاب و دفتر و خودکار ، تا                    اسفناج و پرتقال و زهرمار

آن یکی می خواهد از او شهریه              این یکی هم کفش و کیفی مارک دار

هر چه می گوید که جیبم خالی است     هر چه می گوید ندارم ، ای هوار

نعره می آید : "به ما مربوط نیست          ما مگر گفتیم ماها را بیار"

مرد یعنی آن که با پول و پله                  می شود در خانه ، صاحب اعتبار

مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو     ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار

خلقتش اصلا به این خاطر بود                 تا درآرد روزگار  از  وی  دمار




طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1391/03/25 توسط * ALI *

وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه – چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.
نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت...





طبقه بندی: در هــــــــم ..،  عکس، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 1391/03/20 توسط * ALI *





طبقه بندی: عکس،  در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1391/03/16 توسط * ALI *

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به

ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره

کرد که سكوت كند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که

حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان

حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد مأموران، شاهزاده خانم

را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع

ندادی و ....

محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد

خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطایی کرده یا

نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست

مقاومت نمایی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام

انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس

اماره مرا وسوسه می‌نمود. هر بار که نفسم وسوسه می‌کرد یکی از انگشتان را

بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از

سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان

نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را

به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد .

نكته درسی:

اگر شب در حال درس یا مطالعه بودید حتما درب را باز بگذارید و در اتاقتانهم حتماً شمع داشته باشید،چون برق با كسی شوخی ندارد....





طبقه بندی: در هــــــــم ..، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1391/03/12 توسط * ALI *

 





طبقه بندی: عکس، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

ALI SHARIFIAN --- علی شریفیان
قالب وبلاگقالب وبلاگ
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو